1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

رنگ
رنگ پس زمینه
تصویر پس زمینه
رنگ قاب
نوع فونت
اندازه فونت
  1. کاش تا دل میگرفت و میشکست

    دوست می آمد کنارش می نشست!

    کاش میشد روی هر رنگین کمان

    می نوشتم "مهربان " با من بمان:unsure:

    کاش می شد قلب ها آباد بود

    کینه و غم ها به دست باد بود

    کاش می شد دل فراموشی نداشت

    نم نم باران هم آغوشی نداشت

    کاش می شد کاش های زندگی

    تا شود در پشت قاب بندگی

    کاش میشد کاش ها مهمان شوند

    درمیان غصه ها پنهان شوند

    کاش می شد آسمان غمگین نبود

    رد پای کینه ها رنگین نبود
    famotika:D، SαოıN، MR.Nimasr و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. از سر کوی تو گر عزم سفر می‌داشتم

    می‌زدم بر بخت خود پایی که برمی‌داشتم

    داشتم در عهد طفلی جانب دیوانگان

    می‌زدم بر سینه هر سنگی که برمی‌داشتم

    زندگی را بیخودی بر من گوارا کرده است

    می‌شدم دیوانه گر از خود خبر می‌داشتم

    دل چو خون گردید، بی‌حاصل بود تدبیرها

    کاش پیش از خون شدن دل از تو برمی‌داشتم

    می‌ربودندم ز دست و دوش هم دردی‌کشان

    چون سبو دست طلب گر زیر سر می‌داشتم

    می‌فشاندم آستین بر رنگ و بوی عاریت

    زین چمن گر چون خزان برگ سفر می‌داشتم

    جیب و دامان فلک پر می‌شد از گفتار من

    در سخن صائب هم‌آوازی اگر می‌داشتم
    famotika:D، Paras______2، SαოıN و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. كاش قلبم درد پنهاني نداشت

    چهره ام هرگز پريشاني نداشت

    كــــاش برگ آخر تقويم عشق

    خبر از يك روز باراني نداشت

    كاش مي شد راه سخت عشق را

    بي خطر پيمود و قرباني نداشت

    كاش ميشد عشق را تفسير كرد

    دست و پاي عشق را زنجير كرد
    famotika:D، Paras______2، Sαяαb و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. شب سیاه بدان زلفکان تو ماند
    سپید روز به پاکی رخان تو ماند
    عقیق را چو بسایند نیک سوده گران
    گر آبدار بود با لبان تو ماند
    ببوستان ملوکان هزار گشتم بیش
    گل شکفته به رخسارکان تو مانند
    دو چشم آهو و دو نرگس شکفته به بار
    درست و راست بدان چشمکان تو ماند
    کمان بابلیان دیدم و طرازی تیر
    که بر کشیده بود بابروان تو ماند
    تو را به سروی بالا قیاس نتوان کرد
    که سرو را قد و بالا بسان تو ماند
    دقیقی
    MR.Nimasr، Sαяαb، αɾҽғҽԋ_αв و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. اگر مستضعفی دیدی،
    ولی از نان امروزت

    به او چیزی نبخشیدی.
    به انسان بودنت شک کن

    اگر چادر به سر داری،
    ولی از زیر آن چادر

    به یک دیوانه خندیدی
    به انسان بودنت شک کن

    اگر قاری قرآنی،
    ولی در درکِ آیاتش

    دچارِ شک و تردیدی.
    به انسان بودنت شک کن

    اگر گفتی خدا ترسی،
    ولی از ترس اموالت

    تمام شب نخوابیدی.
    به انسان بودنت شک کن

    اگر هر ساله در حجّی،
    ولی از حال همنوعت

    سوالی هم نپرسیدی.
    به انسان بودنت شک کن

    اگر مرگِ کسی دیدی،
    ولی قدرِ سَری سوزن

    ز جای خود نجنبیدی
    به انسان بودنت شک کن
    ♔ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ♔
    famotika:D، MR.Nimasr، Gøłšαツ و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. 1.PNG 2.PNG 144.PNG هیچ وقت انگیزتونو از دست ندید عکس اول دوم دبیرستانه دومی سوم دبیرستان و مال خودمه با وجود این که دوم دبیرستان روزای مدرسه 7 ساعت میخوندم ترازم به پنجم نمیرسید . انتظار نداشته باشین که زود ترازتون زیاد بشه! در ناامیدی بسی امید است! چون اینو تجربه کردم میگم ! موفق باشید !
    αɾҽғҽԋ_αв، mahla_78، famotika:D و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست

    عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

    ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد

    کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

    در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید

    هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست

    بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند

    دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست

    عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد

    قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست

    وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد

    پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …
    αɾҽғҽԋ_αв، Paras______2، famotika:D و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. خبـــــر بــــــه دورترین نقطه ي جهان برسد

    نخواست او به منِ خسته بــی گمان برسد

    شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت

    کسی کــــــه سهم تو باشد به دیگران برسد

    چه می کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر

    بـــه راحتی کسی از راه نـاگهـــــــان برسد،...

    رهــــــا کنی بــــــرود از دلت جــدا بـــــاشد

    به آن کـــه دوست تَرَش داشته به آن برسد

    رهـــــــا کنی بروند و دو تا پرنده شوند

    خبر بـــه دورترین نقطه ی جهان برسد

    گلایـــه اي نکنی بغض خـویش را بخــــــوري

    که هق! هق!... تو مبادا به گوششان برسد

    خدا کند کــه... نه! نفرین نمی کنم... نکند

    به او کـــــــه عاشق او بوده ام زیان برسد

    خدا کند فقط این عشق از سرم برود

    خدا کند کــه فقط زود آن زمان برسد
    αɾҽғҽԋ_αв، فدایی رهبر و Gøłšαツ از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. آرند که واعظی سخنور
    بر مجلس وعظ سایه گستر
    از دفتر عشق نکته می راند
    افسان ی عاشقی همی خواند
    خرگمشده ای بر اوگذر کرد
    وز گمشده ی خودش خبر کرد
    زد بانگ که کیست حاضر امروز
    کز عشق نبوده خاطر افروز
    نی محنت عشق دیده هرگز
    نی جور بتان کشیده هرگز
    بر خاست ز جای ساده مردی
    هرگز ز دلش نزاده دردی
    کان کس منم ای ستوده ی دهر
    کز عشق نبوده هرگزم بهر
    خر گم شده را بخواند که ای یار !
    اینک خر تو ! بیار افسار !
    αɾҽғҽԋ_αв، ShekaMu º³¹ و нιηαтα از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. تقویم ، شرمسار هزاران نیامدن


    یک بار آمدن وَ پس از آن نیامدن


    این قصه مال توست بیا مهربانترین!


    کاری بکن چقدر به میدان نیامدن؟


    این خانه ی پر از گلِ پژمرده هم هنوز


    عادت نکرده است به مهمان نیامدن


    باران بدونِ آمدنش نیست بی گمان


    مرگ است در تصور باران ، نیامدن


    اما تو با نیامدنت نیز حاضری


    کم نیست از تو چیزی ازین سان نیامدن


    اشیاء خانه جمله ی تاریکِ رفتن اند:

    آیینه ، عکس ، پنجره ، گلدان ،نیامدن
    αɾҽғҽԋ_αв، Mahpishooni، اترو و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  11. تمام راه ظهور تو با گنه بستم
    دروغ گفته ام آقا كه منتظر هستم

    كسي به فكر شما نيست راست مي گويم
    دعا براي تو بازيست راست مي گويم

    اگرچه شهر براي شما چراغان است
    براي كشتن تو نيزه هم فراوان است

    من از سرودن شعر ظهور مي ترسم
    دوباره بيعت و بعدش عبور مي ترسم

    من از سياهي شب هاي تار مي گويم
    من از خزان شدن اين بهار مي گويم

    درون سينه ما عشق يخ زده آقا
    ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

    كسي كه با تو بماند به جانت آقا نيست
    ب براي آمدن اين جمعه هم مهيّا نيست
    αɾҽғҽԋ_αв، shahin3185، ΛŁФЛΞ و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.