1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

رنگ
رنگ پس زمینه
تصویر پس زمینه
رنگ قاب
نوع فونت
اندازه فونت
  1. رفتیم خونه فک و فامیل میگه پدر بزرگ خوبن ؟
    می گم تقریبا ۵۰ روز که فوت کردن !!
    میگه اا حتما اگهی فوتشون رو دیدم یادم نیست
    این اسمش فک و فامیله ما داریم

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    رفتیم ایران خودرو بابام به یارو میگه پراید دارید؟

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    با مامانم رفتیم مغازه تعمیرات تلفن که تلفن بی سیم خونه رو بدیم درست کنن
    یاروو تلفن زده به پریز بعد با موبایلش زنگ زد که ببینه زنگ می خوره یا نه
    تلفن که زنگ خورد مامانم به من میگه : این آقاهه شماره مارو از کجا داشت
    فک و فامیله داریم ما ؟

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    همیشه احوال رفیقتو هر ۳۹روز ،حتما یکبار بپرس که اگه مرده بود به چهلمش برسی!
    اس ام اس های مامانم به من !!
    اینو بهش میگن فک فامیل ؟!!

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    به مامان جونم می گم : شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟
    میگه : والا مکه که در نمیره!!
    فک وفامیل داریم ما

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    دعوت مودبانه ی بابام از من برای صرف شام
    تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیا پای سفره پهن شو !!!

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    دیشب رفتیم خونه خالم یه پسر داره اندازه ماکارونی ۴ سالشه اومده میگه : این علامت حاکمه بزرگ میتی کومانه
    خواستم خر کیف شه احترام گذاشتم
    برگشته میگه : تو نمی خوات احترام بزاری (زومبه)
    آخه این فک فامیله داریم؟!

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    یکی از فامیلامون از شهرستان اومده بودن خونه ما نزدیکه دو هفته پیشمون موندن
    مامانم بلاخره خسته شد یه روز ظهر خیلی جدی بهشون گفت :
    روزه آخری که می خواستین برین می خوام گوشت در بیارم از فریزر آبگوشت درست میکنم
    راستی کــی میرین؟
    یه همچین فامیلی داریم ما !!!

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    داداشم دو ساعت نشسته جلو تلویزیون خاموش میگم چرا روشن نمی کنی؟
    میگه بابا گفته هیچ سودی که ندارید یه یارانه تمام فایدتونه اونم بخوام خرج خودتون کنم؟؟؟
    داداشم حداقل فوق لیسانس داره فکرکنم من که دانشجو هستم نون خوردن هم برام بزودی ممنوع شه!

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    پسر داییم هنوز پوشک پاشه تازه حرف زدن یاد گرفته
    بهش میگم ای جانم پوشک داری خوشمل پسمر؟
    میگه پ نه پ دستشویی فرنگی پام کردم،اگه کار داری بهت قرض بدم
    تا غروبش نگاش نکردم می ترسیدم بهم تیکه بندازه
    یعنی پیشرفت نسل جدید دهن منو آزاد راه کاملا آسفالت کرده !!!!

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    به مامانم میگم میز مبل برای گل گذاشتن روش نیست ، واسه اینه که پامو بزاریم روش حالشو ببریم !
    میگه پس اون جارویی هم که تو خونس برای تمیز کردن نیس برای خوردن تو صورتته …

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به بابام نشون دادم،میگه مبارکه عین رو بالشیای خدا بیامرز مادربزرگمه !

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    چند روز پیش دلم درد میکرد به مامانم گفتم دلم درد میکنه میخوام برم دکتر ! مامان بزرگم که اونجا بود گفت : نمیخواد بری دکتر ! نوشابه بخور ! ما قدیما وقتی بز و گوسفندامون معدشون بهم میریخت بهشون نوشابه می دادیم !!!

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    دخترخالم ۵سالشه اومده گوشیشو گذاشته رو تاقچه برگشته میگه : مامان یه وقت مسیجامو نخونیا !!!
    اونوخت من تا ۱۰سالگی فک میکردم گوزنا شوهر آهوها هستن …

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    از امتحان برمیگردیم ، بابا مامانمون میپرسن چطور بود ؟ میگیم عالی بود قبول میشم ! میگن لاف نزن راستشو بگو !
    بعدش میگیم افتضاح بود خراب کردم ؛ میگن مسخره بازی درنیار راستشو بگو !
    ما باید به کدوم سازشون برقصیم ؟

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    تو جاده شمال تو این سرازیری های پیچ در پیچ مامانم میگه مگه شمال تو نقشه بالا نیست ؟ میگم چرا ؟!
    میگه پس چرا ما همش سرازی میریم ؟؟؟

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    بابام یه مرغ مینا خریده نره ، بهش میگه : مرغ سینا …

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    برادرزادم اومده خونمون مهمونی بهش میگم میگو گرفتم سرخ کنم بخوریم اگه باز سیر نشدی یه پیتزایی خوب میشناسم می برمت اونجا …
    برگشته میگه عمو خیلی گدایی ! چرا برام فلافل نمی گیری ؟

    •.•.•.•.•.•.•.•.فک و فامیله داریم.•.•.•.•.•.•.•.•

    بابا بزرگم هشتاد سالشه همیشه اصرار میکنه که بزارید من از خونه تنهایی برم بیرون مگه زندانی گرفتید ؟ میخوام برم نون و روزنامه و اینا بگیرم …
    یه روز بعد از کلی اصرار گفتیم باشه برو ولی مواظب باش ! رفته نونوایی محل به همه ی اونایی که تو صف بودن گفته عجب روزگاری شده ، پنج تا دختر دارم پنج تا پسر اونوقت تو این سن و سال من پیرمرد باید بیام تو صف وایسم نون اونارم من بگیرم …
    تا یه مدت هرکس منو تو محل میدید نصیحتم می کرد !!!
  2. یکی از فانتزیام اینه که
    برم امریکا تو جلسه معرفی شرکت کنم .
    همین وسط ها ی جلسه گوشی Glx ام زنگ بزنه
    منم بگم sorry و به راحتی گوشی رو از جیبم در بیارم و در حالی که بقیه
    دارن به من میخندند یهو گوشی یکی شون زنگ بزنه ولی هر کاری کنه
    گوشی جدید apple اش از جیبش در نیاد . منم یه پوزخند بزنم و
    در حالی که بقیه دارن با تعجب به من نگاه میکنند و میگند wait , wait !!!
    تو افق ناپدید شم :smile:

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﭘﻠﻪ ﺑﺮﻗﯽ ﻣﯿﺮﻡ ﺑﺎﻻ ... ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﻧﮕﺎﻫﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻩ ﺑﺨﻮﺭﻩ، ﺗﻮ ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺑﺸﯿﻢ ، ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﻡ ﺑﺎﻻ ، ﺍﻭﻥ ﺑﺮﻩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﻮ ﺍﻓﻖ ﻣﻬﻮ ﺷﯿﻢ

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که تو مه پنهان شم
    بعد فانتزیایی که میان تو مه محو شن رو با دمپایی ابری خیس اونقد بزنم که صدا سگ دربیارن تو مه !!!!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه یه لامبورگینی رونتون بخرم پشتش بنویسم
    (عاقبت فرار از مدرسه)

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    يکى از فانتزيام اينه تو خيابون دوس دخترم و با يکي ببينم بعد من برم نزديکش يه تف درشت ابدار بکنم تو صورتش بگم لياقتت همينه بعد يه دوست دختر خارجى خوشگلم با يه پورشه بياد بگه '' ehsan come on '' بعد منم بگم '' Ok baby i am coming '' بعد تو افق محو بشيم و جى اف اوليم از بغض بميره يه تف ديگه رو جسدش کنم :279:
    به روح هم اعتقاد ندارم

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که
    کنترل تلویزیون خونمونو بردارم
    بـرم دم این مغازه های صـوتی تصویری
    این تلویزیونایی کـه گـذاشتن پشت ویترینو خاموش کنم!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که ..
    تهیه کننده برنامه کودک بشم بعدش
    بجا این خاله ها،
    عمه بیارم!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    افت تحصیلی پیدا کرده اید؟
    مشروط میشوید؟
    هی زرتو زرت شکست عشقی میخورید؟
    ترشیده اید؟
    به افق بپیوندید
    ما محوتان میکنیم
    محوستان شریف
    با مجوز رسمی از وزارت افق!!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    روابط عمومي افق اعلام کرده که ...
    ظرفيت افق تکميل شده
    بريد يه جاي ديگه محو بشيد جون مادرتون!
    حالا من کجا محو بشم؟!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که ...
    سعی كنم بيدار بمونم
    و ببينم كی خوابم ميبره
    ولی همیشه باز صبش پاميشم يادم نيس!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    يکي از فانتزيام اينه که ...
    به بچه ۲ ، ۳ ساله پیدا کنم
    بهش بگم مامانتو گرگ خورد
    انقده خوبه!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیای من اینه که سیگارمو با فندک زیپو روشن کنم بعد فندک رو پرت کنم پشت سرم پمپ بنزین منفجر بشه منم خونسرد بیام طرف دوربین از کادر خارج بشم …

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید ! منم با لبخندی تلخ بگم حتما خونه برنده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا … هیییییییی ! بدید به فقرا …
    بعد بگن نه دیوونه تو پراید برنده شدی !!!!!
    بعد دیگه از شدت خوشحالی سکته کنم و به رحمت ایزدی بپیوندم …

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم و وختی میرم خونه عربده بکشم عیاااااال! بعد زنم خودش بره کمربندو بیاره بگه عاغامون بگیر بزن سیاهو کبودم کن ، تو نزنی کی بزنه ؟؟؟
    بعد منم بگم پاشو ضعیفههههه شووووما تاج سره مایییییی …

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که یه روزی علم به جایی برسه که بشه غیب بشیم بعد من برم خونه آقای فلانی ببینم پسر/دختر آقای فلانی از صبح تا شب چه غلطی میکنه که بابام این همه دوسش داره و از تعریف میکنه !

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که توی یک مهمونی یهو وارد بشم و دخدرا که دارن میوه پوست می کنن همه دستاشون رو ببرن از خوشتیپی من !!!
    و بعد از اینکه یِکَم نشستم ، پاشم حرکت کنم به سمت افق …

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که برای چند سال برم خارج و روی وسایل خونه م پارچه سفید بکشم و وقتی برگشتم بتکونمشون و خاک بلند بشه و منم سریع از موقعیت استفاده کنم و توی گرد و غبار محو بشم

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یکی از فانتزیام اینه که چنتا آدم گردن کلفت اجیر کنم نزدیک افق تا هرکی خواست اون اطراف محو بشه بزنن دهنشو … !
    انگار محو شدن تو افق بچه بازیه ؛ زرت و زورت میرن افق محو میشن !!!
  3. دختر: تو خجالت نمی‌کشی افتادی دنبال من؟ پسر: یعنی برگردم؟
    دختر: نه، زود تر شماره بده می ترسم بری دنبال یکی دیگه



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    محض رضای خدا یکی واسه این مادرا شفاف سازی کنه ...!.
    .
    .
    .
    .
    اگه یه لباس جدید میخریم معنیش این نیست که میتونی قبلی رو دستمال گردگیری کنی...



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    پسر 28 ساله،به دختر23ساله ....
    بامن ازدواج میكنى؟
    دختر برو گمشو عوضی دهنت بو شیر میده
    پسر3ساله به دختر23ساله....
    بامن ازدواش میكنى؟
    دختر: آره قربونت برم الهى!!!
    دختر خانوم برو از خدا بترس



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    به اندازه سلولاى بدنم دوست دارم(تك سلولى)!
    شوخى كردم تو نفس منى (مرده)!



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    امروز رفته بودم پشت بوم كه آنتن تلويزيونون رو تنظيم كنم، با موبايلم شماره خونه رو گرفتم به مامانم ميگم: الو، مامان خوبه؟ مامانم هم ميگه : مرسي همه خوبن شما خوبين؟ خانواده خوبن؟
    ببخشيد بجا نياوردم.



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    یک باب خانه در نیاوران به مساحت ۴۵۰ مترمفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با دید بسیار عالی… به خدا خوشبختی نمیاره، برو سر خونه زندگی



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    جون من 1 بار ، فقط 1 بار به دختر 20 ساله اي بگيد حاج خانوم ، يعني قيافش ديدنيه



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    ديشب داشتم كتاب ميخوندم برق رفت ... يه نيم ساعتی زير نور چراغ قوه گوشيم كتاب رو خوندم تا برق باز بياد ... اين نيم ساعتو تا آخر عمرِبچم تو سرش ميزنم ... ميگم ما زير نور چراغ قوه به بدبختی كتاب ميخونديم ... اونوخ شما اينجوري !!!



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    شماهم وقتی میخواید ببینید یکی خوابه و داره نفس میکشه یا نه،
    به جای اینکه صداش کنید
    نگاه شکمش میکنید ببینید بالا و پایین میشه یا فقط من اینجوریم !؟



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    به سلامتى زمانايى كه تو آرايشگاه مردونه فقط مو كوتاه مى كردن



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    سوییچ ماشین برای خانمها فقط برای باز و بسته کردن در خودرو استفاده میشه اما برای آقایون:

    خلال دندان
    گوش پاک کن
    وسیله در زدن
    وسیله خاروندن سر ، گردن و … و تمام نقاط بدن
    وسیله دفاعی
    برای جدا کردن آدامس از ته کفش
    برای بیرون آوردن سنگ ریزه و یا پیچ از تایر خودرو
    جدا کردن سنگ از رو نون سنگک
    قاچ کردن و پوست کندن انواع میوه
    نوشتن انواع یادگاری
    جابه جا کردن زغال قلیون و …



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    عمرمون تموم شد و نفهمیدیم دختر تو پُر با دختر چاق چه فرقی داره ؟



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    امروز تو خیابون یه دختره رو دیدم اندازه ی یه پسر آرایش کرده بود !
    والا خجالتم خوب چیزیه …



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    ﺩﯾﺪﯾﻦ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﯾﻦ ﯾﺪﻓﻪ ﯾﻪ ﮐِﺶ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﻣﯿﺎﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﯾﺪﻓﻪ ﻻﻣﺼﺐ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺍﺯ ﭘﺎﺗﻮﻥ ﺭﮔﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻗﯿﺎﻓﻤﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺜﻞ ﻏﻮﺭﺑﺎﻗﻪ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭ ﮐﻪ ﺩﻭﺗﺎ ﺗﯿﺮ ﺗﻮ ﭘﺎﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﻮﻥ میکنه ؟؟؟



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    شما یادتون نمیاد ما وقتی بچه بودیم اول مهر که کفش نو برام میخریدن سر کلاس انقدر نیگاش میکردم که دیگه چشمام خسته میشد ، تازه اگه روش یه لک میفتاد با آب دهنم تمیزش میکردم …
    انقد که من از کفشم لذت میبردم لیونل مسی از کفش طلاییش لذت نمیبره …



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترارو جمع میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ مام هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﻋﺼﺒﯽ ﺑﻮﺩﻡ؛
    ﯾﻬﻮ ﯾﻪﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪ؛
    ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺟﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ . ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ؛ﮔﻔﺖ:
    ﺍﻭﻩ؛ﺍﻭﻩ ﻓﺮﺩﯾﻦ ﺯﻧﺪﺳﺖ.
    ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﻌﺒﻮﻥ ﺑﯽ ﻣﺦ ﻣﺮﺩﻩ؛ﺧﯿﻠﯽﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﺪﻣﺖ
    ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺷﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﻭﻥﻣﻮﻗﻊ ﺍﺻﻼ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﺎﺍﺍ
    ﻫﻤﻪ ﺗﺮﮐﯿﺪﻥ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ . ﭘﺴﺮﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺻﻼﺣﺮﻑ نزد...



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    چند روزه بدجور سرما خوردم
    دیشب مامانم میگه پسرم فردا نرو سر کار، عزیزم استراحت کن!
    منم نرفتم.
    هیچی دیگه از صب ساعت ۶ دارم کابینتا رو دستمال میکشم
    بعدش باید دیوارای آشپزخونه رو تمیز کنم
    الانم داره فرشای پذیرائی رو جمع میکنه که بشورم



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    ـه بـار يـه بـازاريـاب جـارو بـرقـي اومـد در خـونـمـون رو زد،تــا در رو بـاز کـردم قـبـل از ايـنـکـه حـرفـي زده بـشـه،پـريـد تـو خـونـه و يـه کـيـسـه کـود گـاوي رو روي فـرش خـالـي کـرد و گـفـت :
    اگـه مـن قـادر بـه جـمـع کـردن و تـمـيـز کـردن هـمـه ي ايـنـها ظـرف مـدت 1 دقـيـقـه بـا ايـن جـاروبـرقـي قـدرتـمـنـد نـبـاشـم حـاضـرم کـه تـمـام ايـنـهـا رو بخـورم !!!
    گفـتـم : ســس سـفـيـد مـيـخـوای يـا قرمز؟؟؟
    گفـت : چــــرا؟؟؟
    گفـتـم : چـنـد روزيـه بـرق خـونـه مـون قطـعـه…



    ◊◊◊◊◊◊◊◊ جوکهای خنده دار ◊◊◊◊◊◊◊◊



    هر وقت مهمون میخواد بیاد خونمون ...
    مامانم اولین کاری که میکنه اینه که ...
    میاد تو اتاق ما پسرا اسپری خوشبو کننده میزنه ...
    یعنی رسمن ما رو به چشم راسو میبینه ...
    ♥✗☣ĀℛあΛηᶫᵒᵛᵉ☣✗♥ از این پست تشکر کرده است.
  4. حکایت کرده اند٬ بزرگمهر٬ هرروز صبح زود خدمت انوشیروان می رفت٬ پس از ادای احترام٬رو در روی انوشیروان می گفت:



    سحر خیز باش تا کامروا گردی.


    شبی٬ انوشیروان به سرداران نظامی اش٬ دستور داد تا نیمه شب بیدار شوندو سر راه بزرگمهر٬ منتظر بمانند.چون پیش از صبح خواست به درگاه پادشاه بیاید٬ لباس هایش از تنش در بیاورندو از هر طرف به او حمله کنندتاراه فراری برای او باقی نماند.



    بزرگمهر راه فراری پیدا نکرد. برهنه به درگاه انوشیروان امد٬پادشاه خندید و گفت:

    مگر هر روز نمی گفتی٬سحر خیز باش تا کامروا باشی؟

    بزرگمهر گفت:دزدان امشب ٬کامروا شدند٬زیرا انها زودتر ازمن٬ بیدار شده بودند.اگر من زودتر از انها بیدار می شدم و به درگاه پادشاه می امدم من کامرواتر بودم.
  5. در خبرها اورده اند که مردی صبح گاهان برای ادای نماز صبح روانه مسجد شد در راه پایش سر خورد و در گودالی اب فرود آمد به منزل برگشت و پس از تعویض لباس دوباره روانه مسجد شد .

    دوباره همانجا سر خورد و به گودال افتاد. مرد به سوی خانه برگشت برای بار سوم لباس پوشید و روانه خانه خدا گردید.

    وقتی به گودال آب رسید دید مردی فانوس به دست منتظر او ایستاده ...

    مرد فانوس به دست گفت من منتظر تو هستم تا تو را به سلامت به مسجد رسانم

    عابد قصه ما از او تشکر کرد و با هم روانه مسجد شدند

    وقتی به مقصد رسیدند مرد عابد قصه ما از مرد فانوس به دست پرسید

    تو که هستی و برای چه به من کمک کردی .. مرد فانوس به دست جواب داد ....

    من شیطانم .. بار اول که به زمین خوردی دوست میداشتم که ازبرگشتن منصرف شوی

    ولی تو با برگشت خود موجب شدی خداوند تمام گناهان خویشاوندانت را عفو نمایدو در مرتبه دوم که به زمین خوردی لباس پوشیدی و برگشتی.

    خداوند گناهان تمام مردم دهکده ات را بخشید.

    ترسیدم اگر بار دیگر به زمین بخوری خداوند به خاطر تو از سرتقصیرات تمام مردم زمین بگذرد بنابراین چاره را در آن دیدم که شما را به سلامت به مقصد رسانم.
  6. روزی

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    بر هارون‌الرشید وارد شد.



    خلیفه گفت: مرا پندی بده!



    بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟



    گفت : ... صد دینار طلا.



    پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟



    گفت: نصف پادشاهی‌ام را.



    بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟



    گفت: نیم دیگر سلطنتم را.



    بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.
  7. کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی یک آه چه وزنی دارد!

    لطفاهی نپرس دلتنگی چه معنی دارد؟!

    دلتنگی معنی ندارد... درد دارد...



    [​IMG]



    این روزها من

    خدای سکوت شده ام

    خفقان گرفته ام تا

    آرامش اهالی دنیا

    خط خطی نشود...

    اینجا زمین است

    اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

    اینجا گم که میشوی

    بجای اینکه دنبالت بگردنن

    فراموشت میکندد.........



    [​IMG]



    [​IMG]



    دلتنگی چه حس بدی است....

    تنهایی چه حس بدی است

    کاش...

    پاره ای ابر میشدم

    دلم مهربانی می بارید

    کاش نگاهم شرار نور میشد

    اشتی میدادش

    و

    که دوست داشتن چه کلام کاملی است

    و

    من...

    چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!



    [​IMG]



    میان ماندن و نماندن

    فاصله تنها یک حرف ساده بود

    از قول من

    به باران بی امان بگو :

    دل اگر دل باشد ،

    آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

    [​IMG]


    بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

    آسمان پر باران چشم هایم

    بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

    بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد

    وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟