1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

رنگ
رنگ پس زمینه
تصویر پس زمینه
رنگ قاب
نوع فونت
اندازه فونت
  1. زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است
    هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید ، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند . . .
    zahra313، miss-eli و ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. سلامتی اون پسری که شب عروسی عشقش قاطی کرد رفت دم تالار عروسی
    ولی نرفت تو که عروسی رو بهم بزنه صبر کرد وختی عروس اومد بیرون با خشم رفت جلو
    تور صورت عروس رو برداشت
    دید اصن اون نیست
    اسکل تالارو اشتباه اومد بود
    فامیلای دامادم گرفتن مثه سگ زدنش
    zahra313، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── و ریحون77.com از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. ﺗﻮ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﮔﻔﺘﻢ ﺍﻩ ﺍﻩ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺪ ﻣﯽ ﺭﻗﺼﻪ ،ﮐﻮﺗﺎﻫﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ، ﯾﻪ ﺑﻨﺪ ﻭﺳﻄﻪ !
    ﯾﻬﻮ ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻨﺎﺭﯾﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ! ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ !
    ﭘﺴﺮ ﻣﻨﻪ ..
    ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯼ ﻭﺍﯼ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﺩﺭﺷﯿﻦ ؟
    ﺳﺮﺥ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺶ !! ﻣﻦ ﺑﺎﺑﺎﺷﻢ
    zahra313 و ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── از این پست تشکر کرده اند.
  4. دختره پیغام گذاشته پسر خوب مثه جا پارکه مگه پیدا میشه؟
    حالا فرضا پیدا شد کدومتون پارک کردن بلدید؟
    zahra313، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── و ریحون77.com از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. قدیما تو عروسی داماد عروسو با اسب میبرد خونه....
    تو یکی از روستا ها شب عروسی وقتی عروس میخواست سوار اسب بشه
    میگوزه ...........پدر داماد که میخواست اون لحظه موضوع رو لاف پوشونی
    کنه به مردم میگه که این عروس ما خیلی خوب و با هنره و از هر انگشتش یه هنر میباره.
    عروس ساده لو که فکر کرد پدر شوهرش بخاطر گوزی که داد این حرفا رو زد میگه:
    بابا جان یکی دیگه دارم بدم؟
    zahra313 و ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── از این پست تشکر کرده اند.
  6. اگه زنت زیادی میپرسه چنتا دوسم داری ؟
    بگو اندازه یه گونی خاکشیر
    اینا میرن دونه های خاکشیر رو میشمرن و تا چند ماه ارامش داری !!
    zahra313 از این پست تشکر کرده است.
  7. روزی شخصی بر وال شیخ ، فحش مادر نهادندی ..!
    شیخ برجستی و لایک نمودندی ..!
    از این رو مریدان بر شیخ بخروشیدندی که :
    یا شیخ ...مشارالیه فی الحال مام تو را به فاک دادندی
    و به درجات عالیات منسوب کردندی
    ... ... و تو لایک هم از وی دریغ نکردندی! حکمت چیست؟!
    شیخ گفت :
    شات آپ اجمعین ...!
    این شخص را پروفایل بدیدمی ندانید چه دافی است !
    لایک که سهل بود خویش را برایش دریدندی ..!!
    شاگردان نعره ها بزدندی و خشتک خود دریدندی و
    شیون کنان از مکتب شیخ انصراف بدادندی و
    در قلمچی ثبت نام نمودندی ..
    zahra313، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، soraia و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. خداوندا، خداوندا !!!
    قرارم باش و یارم باش ...
    جهان تاریکی محض است !!!
    می‌ترسم ،
    کنارم باش ...
    zahra313، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───، sargoli و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. یه قورباغه ازیه گربه می پرسه:قورقورقوربونت بشم، کلاس چندمی؟ گربهه می گه پیش پیش... دانشگاهیم!
    همون قورباغه با یه زنبور ازدواج میکنه! قورباغه میگه قوقوقوقوقوقوربونت برم زنبور میگه وظ وظ وظ وظ وظ وظ وظیفته!
    zahra313، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── و sargoli از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. چند هزارسال پیش در چنین روزی چینی ها سنگ توالت را اختراع کردن! و در سال بعد ایرانی ها با گذاشتن سوراخ آن راکامل کردند!
    zahra313، ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── و sargoli از این ارسال تشکر کرده اند.
  11. گویند مردی بود منافق اما زنی داشت مومن و متدین. این زن تمام کارهایش را با بسم الله"آغاز می کرد. شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک می شد و سعی می کرد که او را از این عادت منصرف کند. روزی کیسه ای پر از طلا به زن داد تا آن را به عنوان امانت نکه دارد زن آن را گرفت و با گفتن " بسم الله الرحمن الرحیم" در پارچه ای پیچید و با " بسم الله " آن رادر گوشه ای از خانه پنهان کرد، شوهرش مخفیانه آن طلا را دزدید و به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خجالت زده کند و "بسم الله" را بی ارزش جلوه دهد.
    وی بعد از این کار به مغازه خود رفت. در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد آن مرد ماهی ها را خرید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای نهار آماده سازد.زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را پاره کرد دید همان کیسه طلا که پنهان کرده بود درون شکم یکی از ماهی هاست آن را برداشتو با گفتن "بسم الله" در مکان اول خود گذاشت.شوهر به خانه برگشت و کیسه زر را طلب کرد. زن مومنه فورا با گفتن "بسم الله" از جای برخاست و کیسه زر را آورد شوهرش خیلی تعجب کرد و سجده شکر الهی را به جا آورد و از جمله مومنین و متقین گردید.
    zahra313 و ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── از این پست تشکر کرده اند.