1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ما همه ایرانی هستیم

منتشر شده توسط شاهرخ در وبلاگ شاهرخ. بازدید: 39

میدونم شاید خیلی ها این متن رو خونده باشن، از کسایی که این متن رو نخوندن تمنا دارم که بخوننش.

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندی

یه روز یه ترکه...

یه روز دو تا ترکه به همراه دیگر ترک ها ۱۰ ماه بدون آزوقه و سلاح در مقابل یک لشکر تا دندان مسلح ایستادگی کردند و حاضر به تسلیم نشدند تا مبادا انقلاب مشروطه ملت ایران شکست بخوره و زحماتشون به باد بره بله اون دو تا ترک ستار خان و باقر خان بودند....

یه روز یه ترکه به همراه دیگر ترک ها در مقابل یک ارتش مجهز به توپ و تفنگ ،با شمشیر و نیزه ایستادگی کردند و نگذاشتند کشور عزیزشون ایران دست بیگانگان بیفته!بله اون ترکه شاه اسماعیل بود.شاه اسماعیلی که در جنگ چالدران حماسه ای بی نظیر افرید....

یه روز یه ترکه در سرمای زمستان ،لباساشو به خاطر نجات جان سرنشینان یک قطار در میاره و آتیش میزنه .اون ترکه ریز علی خواجوی بود که جان ده ها تن از مسافران یک قطار رونجات داد.

یه روزیه ترکه بود که درمقابل خلافای عباسی ایستاد و مانع از نفوذ انان به داخل خاک کشور شد و لی در آخر به دار اویخته شد و مظلومانه به شهادت رسید.آری او بابک بود...

یه روز یک ترک بود که مقابل حکام ظالم منطقه ایستاد و به خاطر آزادی مردم تمامی وقت زندگی خویش را صرف گرفتن حق مظلوم از ظالم کرد.بله او کوراوغلو بود.

یه روز یه ترکه برای اولین بار در ایران مدسه ای برای کر و لال ها بنیانگذاری کرد (جبار باغچه بان، از معلمان دل سوز ی است که اولین مدرسه کر و لال ها را بنیانگذاری کردو نویسنده ای است که برای اولین بار در ایران برای کودکان کتاب نوشت و شاعری که در آثار قلمیش ، منادی صلح و انسان دوستی بود…

یه روز یه رشتیه...

اسمش میرزا کوچک خانبود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.

یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زندبود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد.

یه روز یه قزوینه...

به نام علامه دهخدا؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.

یه روز یه ترکه بود که تو جبهه همراه برادرش در حال جنگیدن با نیروهای بعثی بود.برادرش به شهادت میرسه از پشت بیسیم میگن جنازه داداشت رو بفرست عقب.میگه من این جا داداش زیاد دارم!جنازه ی برادرشو رها میکنه میره خط…

اون ترکه نه غضنفر بود و نه …بلکه شهید مهدی باکری بود! مهدی جنازه ی حمید رو به عقب نفرستاد تا مبادا حق شهیدی ضایع بشه!

یه روز یه جنوبیه اسمش شهید علی هاشمی بود،سردار هور،یکی از سرداران بزرگ دفاع مقدس،جونش رو فدای آرمان هاش کرد،فدای سرزمینش،فدای من و تو، فدای ایران...

یه روز یه لره اسمش آریو برزن بود وقتی که اسکندر و متجاوزان به کشور ایران حمله کردند با سپاه کم تعدادش جلوی ارتش بزرگ مقدونی ایستاد و وقتی همه سربازاش کشته شدند خودش اونقدر جنگید تا تکه تکه شد برای اینکه از خاکش دفاع کنه، از ایران...

یه اصفهانی بود اسمش شهید حسین خرازی بود دلاور مردی که لرزه در سربازان دشمن ایجاد میکرد.

یه روز یه فارسه اسمش شهید مرتضی آوینی بود که قلمش سلاحش بود خالص و مخلص در اختیار رزمندگان بود و آخرش هم جونش رو در این راه فدا کرد

یه روز یه بلوچه که اسمش شهید مصطفی جنگی زهی بود،شهیدی که همه بهش میگن شهید بصیرت چون عاشق ایران و شهادت بود و چشم ناتوان دشمن نمیتونست ببینه که همچین کسایی توی کشور هستن،آخه شهید جنگی زهی خاری بود تو چشم همشون.

یه روز یه زابلی که اسمش شهید حاج قاسم میر حسینی بود که واسه خودش سردار لشکر بود ک دشمنا هر وقت اسمشو میشنیدن لرزه به اندامشون میوفتاد و مو به تنشون راست میشد

یه روز ما همه با هم بودیم...

ترکه و رشتیه و اصفهانیه و بلوچه و زابلیه و لره و فارسه و آبادانیه و...

ما باهم متحدو دوست بودیم تا اینکه دشمنامون رمز این اتحاد و دوستی رو کشف کردند و قفل اتحاد و دوستیمون رو شکستن

حالا دیگه ما برای هم جوک میسازیم

به همدیگه میخندیم...

آخه ما اینجوری شادیم...

خیلی داره بهمون خوش میگذره ،نه؟!!!!!

یه روز یه ترکه تفنگ دستش می گیره میاد به پایتخت تا کشور رو از استبداد نجات بده به خاطر من و تو ، اسمش ستارخان بود .

یه روز یه رشتی به خاطر غیرتش به وطن با دوستاش رفت به جنگ شوروی تا به ناموس من و تو توهین نشه ، اسمش میرزا کوچک خان جنگلی بود .

یه روز یه اصفهانی دید پرتغالی ها دارن تو کشورش قلعه میسازند رفت با هاشون جنگید تا ذره ای از خاک ایران کم نشه ، اسمش شاه عباس اول بود .

یه روز یه قزوینی دید عراق به خاک کشور وارد شده به خاطر این که به من و تو سخت نگذره رفت به جنگ و کشته شد ، اسمش عباس بابایی بود .

بعد ما ...

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه..

به نژاد ها توهین نکنیم ما همه ایرانی هستیم
بوق، FLOWER BUD و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این ارسال تشکر کرده اند.
شما برای ارسال نظر باید وارد شوید