1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

درباره ی عشق

منتشر شده توسط Admin در وبلاگ ادمین نامه. بازدید: 189

این روز ها خیلی زیاد درباره ی عشق شنیدم


از مطالب عاشقانه ای که توی دنیای مجازی شنیدم

و حرف های عاشقانه ی بیرون از نت

تعریفی که از عشق ارائه میدن برام اصلا قابل هضم نیست .

عشق ؟ یعنی دو نفر به شکل شدیدی به هم علاقه دارن ؟

و این حس یک باره ایجاد میشه و در زمانی کوتاه ؟

بدون ِ ریشه و علت ؟

من فکر میکنم :

از بدو تولد و پس از کسب اگاهی های اولیه

همیشه و در ذهن هر انسانی تصویر ِ یک انسان کامل وجود داره که طبق اون میگیم این چیز خوبه اون چیز بد .

همون طور که در باره همه ی مسائل دنیا یک تصویر کامل و بدون نقص در ذهنش ایجاد میکنه .

مثلا وقتی که میگیم شهر ِ ما اصلا خوب نیست .

در واقع داریم با شهری که در ذهن ما وجود داره مقایسش میکنیم و نقص های شهر واقعی رو لیست میکنیم .

این مسئله در مورد انسان ها هم وجود داره .

ما یک تصویر از انسان ِ کامل در ذهنمون داریم و همواره دیگران رو با همین تصویر مقایسه میکنیم .

معمولا در برخورد با مسائل ، هر گاه ضعفی در خودمون ببینیم .

یا ویژگ های مورد انتظارمونو در اطرافمون مشاهده نکنیم .

در انسان ِ کاملی که در ذهن داریم یک ویژگی برجسته میشه .



مثلا اگه جایی بترسیم و نتونیم حرفی رو بزنیم

در ذهنمون انسان ِ کامل شجاع و نترس تر میشه .

یعنی تصویری که در ذهنمون وجود داره تقریبا نقطه ی مقابل ِ ضعف های ماست .

یعنی هرچه ما ضعیف هستیم اون تصویر قوی و نیرومنده .



یا مثلا وقتی می بینم اطرافمون آدم ها وفادار نیستن

تصویری که از انسان کامل در ذهنمون شکل میگیره به شدت وفادار خواهد بود .



مثلا یک زن ممکنه تصویر یک شخص کامل در ذهنش باشه

که زیبا ، محکم ، وفادار

مهم ترین ویژگی هاش باشه



در دوره ی کودکی و به علت عدم زمینه ی لازم جسمی در مسائل روانی و عاطفی اتفاق خاصی نمیوفته

مگر در بعضی موارد وابستگی به والد و امثال اون .



در سنین نوجوانی و با ترشح هورمون های مختلف و آمادگی شدید جسمی برای مسائل عاطفی و روانی

در مواجهه با اولین شخصی که درصد بالای از این ویژگی ها رو داشته باشه

رفتاری که نشون میده غیر عقلانی خواهد بود .



مثلا دختری که با پسری آشنا بشه زیبا و قوی که از وفاداری و عشق حرف میزنه

به سرعت جذب میشه و همون انسان ِ کامل رو در شخص مورد نظر می بینه

و بدین ترتیب خیلی از مشکلات و نواقصو نمی بینه و حتی مسائلی که ممکنه فقط حرف باشه و غیر واقعی



این باعث میشه که چشم و گوشش بسته بشه و به قولی عاشق بشه

بعد از گذشت مدت زمانی و کمتر شدن زمینه های عاطی در بدن انسان

و کم رنگ شدن رفتار های طرف مقابل و منطقی شدن برخورد ها و عادی شدن خیلی رفتار ها



می فهمیم که این شخص اون که فکر میکردیم نبوده .

و به قولی بعد از پنج ، ده بیست سال طرف مقابلمون میشناسیم .



===========================================

لازم دیدم یک نمونه بگم :



لازم دیدم یک نمونه بگم :






اگه آقای ایکس : در طول زندگیش تا نوجوانی و جوانی در شرابط نرمالی زندگی کرده باشه : نیاز های خاص و صحیحی در وجودش شکل میگیره و خودش قادر به پاسخگویی به اون ها نیست و این مسئله رو ضعف تلقی میکنه و در انسان کامل ِ موجود در ذهنش تقویت .


اگه خانم ایگرگ : در طول زندگیش تا نوجوانی و جوانی در شرایطی نرمال زندگی کرده باشه : نیاز های خاص و صحیحی در وجودش شکل میگیره و خودش قادر به پاسخگویی به اون ها نیست و این مسئله رو ضعف تلقی میکنه و در انسان کامل ِ موجود در ذهنش تقویت .


اگه این خانم ایگرگ و آقای ایکس مکمل هم باشن در این نیاز ها : مثلا خانم ایگرگ از نظر قوای جسمی انسان کاملش قوی تر باشه و آقای ایکس خصوصیات جسمانی قوی رو داشته باشه . اگه آقای ایکس مهربانی و آرامشو در انسان کاملش تقویت کردهع باشه و خانم ایگرگ داشته باشه این خصوصیاتو .


و ...


در کل آقای ایکس و خانم ایگرگ مکمل هم خواهند بود و یک زندگی موفق و عالی تشکیل خواهند داد .


که این مسئله در طنز و نوشته ها : نیمه ی گم شده تعبیر میشه .


اگر در جامعه ای زندگی سالم باشه ، و افراد در شرایط نرمال رشد کنند و صداقت وجود داشته باشه و کسی سعی نکنه نقاب بزنه و خودشو چیزی غیر از اونچه که هست نشون نده .


و راه های مناسب برای شناخت و اگاهی از هم در دختر ها و پسر ها وجود داشته باشه .


و هر شخص در برخورد با مکمل خودش [ نیمه ی گمشده ای خودش ] قرار بگیره .


هر زن و شوهری عاشق هم خواهند بود .


خب تو جامعه ی ما هیچکدوم از این شرایط وجود نداره .


زندگی نرمال نیست ،دختر ها و پسر ها انسان های کامل افراطی و تفریطی در ویژگی های مختلف در ذهنشون دارن ، صداقت وجود نداره ، شرایط مناسب برای شناخت هم وجود نداره و مکمل ها در مسیر هم قرار نگرفتن .


طبیعیه که دختر در اولین تجربه ی خودش با اولین پسری که درصدی از ویزگی ها رو داره دچار دلبستگی شدید میشه و مورد سو استفاده قرار میگیره در 99.99 درصد موارد .


و بعدش مسیر جامعه که تیغ زدن پسرهاست و .. دنبال میکنه . یا کنج اوزلت می گیره و خود خوری یا با مکانیزم های دفاعی دیگه سعی میکنه از این شرایط خارج بشه .


پسر هم همینطور :


اگه مورد سو استفاده : تغ زدن خیانت و .. قرار بگیره ، یا مسیر جامعه که مخ زنی و خراب کردن دختر هاست یا سایر مکانیزم های دفاعی .و


اگه دختر و پسری در اولین ارتباطشون با هم اشنا بشن و هیچکدوم سابقه ی عشقن داشته باشن .


دو حالت پیش میاد ف یا مکمل هم هستن یا نیستن


اگه باشن که عالی میشه : در کمتر از یک دهم درصد موارد ممکنه پیش بیاد .


اگه نباشن : که در 99 درصد موارد نیستن .


بعد از یک مدت که میفهمن نمیتونن به نیاز های عاطفی ، روانی ، جسمی و جنسی و .. هم پاسخ بدن .


یا میسازن با هم و تحمل میکنن


یا منحرف میشن و مشکلات زیادی پیش میاد .


عشق یعنی : دو نفر که انسان ِ کامل ِ موجود در ذهنشون مکمل هم باشه و در اولین ارتباط با هم آشنا بشن .


این میشه یک عشق دو طرفه که در صورتی که مشکلات بیرونی ِ سنگین و غیر قابل حل براشون پیش نیاد خوشبخت میشن .





[لبخند]

پ ن : بنا به اجبار از کودکی سعی کردم هرجا ضعف داشتم و یا دیدم موردی در جامعه و اطرافم کم رنگ شده

در خودم ایجاد و به قولی نقص ها رو جبران کنم و دنبال کسی نباشم برای حل نقص ها و ضعف ها .



پ ن : بعضی دوستان که خیلی هم دوسشون داشتم ، چون بی معرفت بودن دیگه دنبال نمیشن .

پ ن : عشق همیشه ، عشق دختر به پسر ، پسر به دختر نیست ...

گاهی مولانا یی هم عاشق شمس میشه

گاهی کسی عاشق ِ یک انسان ِ خوب .


منبع: کپی کردم از فردین خودمون، اینجا باشه دم دست تره
Aysa، Merjhoi، Mahpishooni و 14 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  • روشا
  • روشا
  • barfi
  • Aysa
شما برای ارسال نظر باید وارد شوید