1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

جملات خیییییییییییلی جالب

منتشر شده توسط mehraneh در وبلاگ mehraneh. بازدید: 30

اینجا ایران است که برای رسیدن به عشقت اول باید تنت لمس شود .........
دود سیگار م را بیشتر از تو دوست دارم ...کم رنگ هست ...اما دو رنگ نیست ........
تو لحظه هایی که داغونی فقط یه نفر می تونه ارومت کنه اونم کسیه که داغونت کرده ...
تاوان حرفا ای که در دلم مانده تار های سفیدی است لابه لای مو هایم .
صورتش به بوسیدن حساسیت داشت اما مانده ام که چگونه دیگری را می لیسید .........
این چه رسمیست ؟؟؟پیراهنش را من برایش خریدم دیگری از تنش در اورد .................
اهویم مرا دوست داشت اگر گرگ های اطرافش میگذاشتند .......
لعنت به این نفس کشیدن ......از باوفا بودنش خسته ام چرا مثل بقیه ترکم نمی کند .
خیانت می کنند و می گویند کو نشانم بده ...اخه لعنتی مگه جای بوسه هم می ماند .
انگار داروخانه هم می داند زخم خورده ایم که همیشه باقیمانده ی پولمان را چسب زخم می دهد................
ادم ها گریه می کنن نه بخاطر اینکه ضعیف اند بلکه به این خاطر که مدت زمان زیادی را قوی بودند.
چه نقاش ماهری است فکر وخیال وقتی که دانه دانه مو هایت را سفید می کند..........
قسمت نشد دست شو بگیرم اما روزای اخر خوب مچشو گرفتم ...........................
نه تو رفتی ونه من ...تمام این تنهایی ها بخاطر امدن یک غریبه بود............
گریه ام می گیرد وقتی می بینم دنیای من بود اما منته دیگری را می کشد.......
برای خیانت هزار راه هست اما هیچ کدام به اندازه ی تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست .........
زنی که سرو صدا داره یعنی دوستت داره از زنی که ساکت شده بترس.......... یعنی پایان .
هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر قیمتی باشم ...به هر کس رسیدم مرا (فروخت).
امروز هم بابی تو بودن گذشت خوش به حال یادم که همیشه با توست .........
سگ بفهمه دوسش داری با وفا می شه ...اما ادم بفهمه((هار)).
احمق بودن از اونجا شروع میشه که میگی این یکی بابقیه فرق داره ...
میگن باد اورده را باد میبره ...تو که با پای خودت اومده بودی؟؟؟؟؟
روزی گرگی را می دریدند ...همان سگ هایی که روزی از زوزه اش می دویدند ...
گرگ ها رو دوس دارم ... چون مرگ را میپذیرند ....اما گردن به قلاده نمی دهند ...........
خدایا به جهنمت دیگر نیازی نیست ما ادم ها بهتر هم دیگه رو می سوزونیم ....................
شیر هم تاج سلطانی بر زمین نهاد وقتی دید هر کفتاری اهو شکار می کند ...
دلم درد می کنه...انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم دادند ..........
از نسلی هستیم هر گز نخواهیم گفت جوانی یادت به خیر ................
دستای تورا در دست های دیگری می بینم وتلخ میخندم که ان دست هم به من وفا نکرده...
بزرگترین حماقت انسان در زندگی لبخند زدن به کسی است که حتی ارزش لگد هم ندارد ...........
چقدر سخته وقتی حتی نمی تونی به خودت فحش بدی چون اون تمام وجودته ...................................................
می گی فراموشش کنم؟؟؟؟قلبمو که برد... اخه لعنتی وجودمو که از وجودشه چی کارش کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
yasmina، florida، Mina joon و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  • mehraneh
  • alireza1377
  • elvin poyan
  • kajal
  • kajal
  • میلاد 1
  • MEHRSA
  • Mina joon
شما برای ارسال نظر باید وارد شوید