1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ببین چه خبره و تو خبر نداری!!!!!!!!!!!!!!!

منتشر شده توسط hanieh 7812 در وبلاگ hanieh 7812. بازدید: 33

دیروز صبحانه نخوردم خواستم برم سر كار كه یه هو صدای :
قار و قور شكمم بلند شد. فهمیدم كه من یه قورباقه درون دارم.
ندای درونیم گفت برو سر یخچال ببین چی هست بخوری.
رفتم سر یخچال هرچی كه بود رو دوست داشتم بخورم و شروع
كردم همه خوردنی های یخچال رو خوردم . فهمیدم كه یه گودزیلای
درون هم دارم.
دوبار بلند شدم كه برم سر كار دیدم پسرم داره داره با اسباب بازی هاش
بازی میكنه و دوست داشتم یه كم باهاش بازی كنم، برای همین رفتم كنارش
و از بازی كردن با اسباب بازی هاش كلی ذوق كردم . فهمیدم كه یه كودك درون
هم دارم.
باز بلند شدم كه برم بیرون . از جلو آیینه كه رد شدم یاد قیافه هم كارم افتادم
و جلو آیینه داشتم ادا اتفار در میاوردم كه فهمیدم یه شامپانزه درون هم دارم.
از جلو آیینه حركت كردم كه برم بیرن دیدم واحد بقلی كفشاشون رو تو پاگرد
گذاشتن و داخل خونه خودشون نبردن پس خواستم یه كم اذیتشون كنم
رفتم یه كم خاك از تو باغچه آوردم و انداختم تو كفشاشون. فهمیدم كه
من یه كرم درون هم دارم.
بازم حركت كردم رفتم تو حیاط دیدم یه گربه نشسته رو دیوار و داره
با دمش مگس میپرونه . رفتم جلو و آروم گفتم : هاپ هاپ تا گربه فرار كنه .
فهمیدم كه یه سگ درون هم دارم و تازه گاهی تو عصبانیتم هم میاد سراغم.
تو راه دوستم رو دیدم و خواستم شوخی كنم و پریدم جلوش
و یه كوچولو ترسوندمش كه اون روز انگار حال نداشت

و گفت: این شوخی های خركی چیه اول صبح؟!؟!؟!؟!
كه فهمیدم شاید یه خر درون هم داشته باشم!!!!!
تو كوچه دومی واسه یه مغازه دار بار اومده بود و كلی از
این شیر كوچیك ها رو داشتن خالی میكردن كه دلم كلی
شیر خواست . رفتم واسه خودم و دوستم دوتا شیر و كیك گرفتم.
فهمیدم كه یه گوساله درون هم دارم.
تا شب خیلی از موجودات درونم رو كشف كردم. تصمیم
گرفتم بعد مرگم بدنم رو به باغ وحش بدم تا از حیوانات درونم استفاده كنن.
[​IMG]
sepideh.S از این پست تشکر کرده است.
شما برای ارسال نظر باید وارد شوید