1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

از اینکـــــــه هستی ممنون...

منتشر شده توسط دختری آسمونی در وبلاگ حرفای دل مــــــــــــن.... بازدید: 18

میخواستم یه مطلب درمورد روزمادر بذارم یه دلنوشته قشنگ...
پیش خودم گفتم:حرفای دل خودم میشه یه متن لازم نیست کپی کنم خودم می نویسم...
--------------------------------------------
همیشه نگرانی همیشه دلواپس فردای منی...
همیشه لبخندت ونگاه مهربونت منو خوشحال میکنه...
گاهی اوقات حرفی میزنی که شاید توی اون لحظه بگم نه...
ولی...
بعدکه بهش فکرمی کنم می بینم راست میگفتی ها...دقیقا همون چیزی که صلاح منه...
ازخونه که میخوام بیام بیرون...
میگی مواظب خودت باش...
آیه الکرسی یادت نره هااااااا...
توی دعاهات واسه من دعاکنی ها...
بارهاشده که بهم گفتی:همیشه که مامان وبابا نباید برای بچه هاشون دعاکنن...
گاهی اوقات دعاهای شماها واسه ما یعنی همه چی...
میخندم میگم یعنی من بیادتون نیستم یعنی نمیگم خدا مواظب مامان جونی وباباجونی باش...
میخندی بهم منم میخندم...
خونه که میام بلندمیگم سلااااااااااااااااااام...
وسلام شماهست مامان که منوآروم میکنه...
یعنی خونه ای یعنی آرامش...
امروز که برای خرید روزمادر رفتم بیرون...
چه قدربهم گفتی مواظب خودت باش...
معلوم بود یه جورایی نگرانی...
دستم بردم بالا گفتم اون بالاسری هست تاخـــــــــــــدا...هست ومواظبم هست همه چی حله...
یواشکی یه جوری هدیه ای که برات خریدم قایم کردم تانبینی...
هرچند که یکم هدیه بزرگ بود...
تاوقتی که شب شد برات بیارم...
بعد که ازبیرون اومدی آهنگ مادرمن تویاری ویاورم رو گذاشتم صداش بلندکردم...
وقتی زنگ در زدی یهو گفتم:روزت مبااااااااااارک مامان...
خندیدی...
همین خندت هست که بهم آرامش میده...
تارفتی اون طرف منم زود هدیه روآوردم...
و یهویی غافلگیرشدی...
وقتی توی بچگی دستم رومی گرفتی تا راه برم...
وقتی برام چادر خریدی وقتی روسری های رنگ وارنگ توی بچگی خریدی...
والان...
شال های رنگ وارنگ دارم...
وقتی چادر برام گرفتی وقتی گفتی انتخاب باخودت...
منم گفتم:فقط چادر...
چه شبایی که تاصبح بالاسرم بودی وقتی مریض میشدم...
چه شبایی که خودت نخوابیدی وبه خدا...توکل کردی...
مامان باتموم رفتارات بهم یاد دادی فاطمی زندگی کنم...
یهم یاد دادی...همیشه خوب باشم...حتی اگه بهم بدی کردن...
ازاینکه هستی ممنون...
[​IMG]
+به پاس تموم مهربونی هات مامان...
+روزپدر هم کم کم توی داره...
واسه همه چی ممنون خــــــــــــــــــــــــــــــــدا...
(تبسم)، H@dise، diamondpower و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
شما برای ارسال نظر باید وارد شوید