1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

آمدن تو...

منتشر شده توسط ײַҊIⱤѦⱢײַ در وبلاگ وبلاگ ײַҊIⱤѦⱢײַ. بازدید: 169

دوست دارم آنقدر اشك بريزم كه خبر اشك هاي بي پايانم به تو برسد
بعد تو به سوي من بيايي
من نشسته ام ، سر روي زانو گذاشتم و اشك ميريزم ،
تو مي آيي ،
سرم را بالا مي گيرم
به چشمانم نگاه مي كني
به چشمانت نگاه مي كنم
بعد اشك در چشمان تو هم حلقه مي زند.
اشكهايم را با انگشتان زيبا و سرو قامتت پاك مي كني ، كمي آرام مي شوم ،
بعد سرم را روي زانو هاي تو ميگذارم مثل ابر بهار مي بارم .
تو كه آمدي از پاييز عبور كردم ، با تو ، با آمدنت .
بعد مثل نور آفتاب ، مهربانيت روي من مي بارد.
اشك هايم كه تمام شد
در همان بهار ابري جوانه مي زنم ، سبز مي شوم و دوستت مي دارم .
بعد تو دستانم را مي گيري مرا كنار پنجره مي بري ، حياط پر از برف است ،
لبخند مي زني و مي گويي اشك نريزم ، اشك نمي ريزم .
مي گويي بايد صبور باشم و درختها را به آمدن بهار دلگرم كنم تا بار سنگيني برفها را روي شانه هايشان طاقت بياورند ، بعد لبخند مي زنم ، تو مهرباني هنوز...
بعد از جا بر مي خيزي به سمت در مي روي ، چمدانت را بر مي داري ، كفش به پا مي كني و مي گويي به اميد بهار ، خداحافظ !
با تو با مهر خداحافظي مي كنم ،
تو را بدرقه مي كنم ،
حالا وسط برف ها ايستادم هوا سرد است اما دردناك تيست
استخوان سوز نيست
ترسناك نيست
تو مي روي و من مي دانم قرار است جايي كه من نمي دانم در زمستان اشكي را پاك كني و بهار به پا كني...
motahare17، seti 20، amircj و 10 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
شما برای ارسال نظر باید وارد شوید